خوش آمدید

مرجع گرافیک و کد نویسی

محل نمایش تبلیغات شما محل نمایش تبلیغات شما محل نمایش تبلیغات شما محل نمایش تبلیغات شما

امکانات وب
Code

پر مخاطب ها
Favorite Posts

خبرنامه
NewsLetter

عضویت
Register

نام کاربري :
رمز عبور :

خشت
نویسنده : reza mousavi جمعه 16 آبان 1399 - 3:37

حکایت دیوانه ای که از سرما به ویرانه ای پناه برد و خشتی بر سرش خورد
منطق الطیر عطار

گفت آن دیوانه ی تن برهنه
در میاه راه می شد گرسنه

بود بارانی و سرمایی شگرف
تر شد آن سرگشته از باران و برف

نه نهفتی بودش و نه خانه ای
عاقبت می رفت تا ویرانه ای

چون نهاد از راه در ویرانه گام
بر سرش آمد همی خشتی ز بام

سر شکستش خون روان شد همچو جوی
مرد سوی آسمان برکرد روی

گفت تا کی کوس سلطانی زدن
زین نکوتر خشت نتوانی زدن؟

بازدید : <-PostHit->
برچسب‌ها :
صفحات وب
از دیگر مطالب ما هم دیدن فرمایید!
درباره وب
About Us
دل مشغولی

آمار سایت
Statistics
آنلاین :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید هفته گذشته :
بازدید ماه گذشته :
بازدید سال گذشته :
کل بازدید :
تعداد کل مطالب : 368
تعداد کل نظرات : 0