کبریای توبه را بشکن! پشیمانی بس است
از جواهرخانه ی خالی نگهبانی بس است
ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین
آبرو داری کن ای زاهد! مسلمانی بس است!!!
خلق دل سنگ اند و من آیینه با خود می برم
بشکنیدم دوسـتان! دشنام پنهـانی بس است
یوسف از تعبیر خواب مصـریان دلسـرد شد،
هفتصد سال است می بارد! فراوانی بس است
نسل پشتِ نسل تنها امتحان پس می دهیم
دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است...
بر سـر خوان تو تنهــا کفـر نعمت می کنیم!
سفره ات را جمع کن ای عشق! مهمانی بس است!
فاضل نظری - کتاب «اقلیت»
