خوش آمدید

مرجع گرافیک و کد نویسی

محل نمایش تبلیغات شما محل نمایش تبلیغات شما محل نمایش تبلیغات شما محل نمایش تبلیغات شما

امکانات وب
Code

پر مخاطب ها
Favorite Posts

خبرنامه
NewsLetter

عضویت
Register

نام کاربري :
رمز عبور :

قضاوت
نویسنده : reza mousavi جمعه 7 اسفند 1394 - 23:06

 برای عشق قضاوت کردیم

 و همچنان که قلبهامان

 در جیب هایمان نگران بودند

 برای سهم عشق قضاوت کردیم

 بعد از تو ما به قبرستانها رو آوردیم

 و مرگ زیر چادر مادربزرگ نفس می کشید

 و مرگ آن درخت تناور بود

 که زنده های این سوی آغاز

 به شاخه های ملولش دخیل می بستند

 و مرده های آن سوی پایان

 به ریشه های فسفریش چنگ میزدند

 و مرگ روی آن ضریح مقدس نشسته بود

 که در چهار زاویه اش ناگهان چهار لاله ی آبی روشن شدند

 صدای باد می آید

 صدای باد می آید ای هفت سالگی

 بر خاستم و آب نوشیدم

 و ناگهان به خاطر آوردم

 که کشتزارهای جوان تو از هجوم ملخها چگونه ترسیدند

 چه قدر باید پرداخت

 چه قدر باید

 برای رشد این مکعب سیمانی پرداخت ؟

 ما هر چه را که باید

 از دست داده باشیم از دست داده ایم

 مابی چراغ به راه افتادیم

 و ماه ماه ماده ی مهربان همیشه در آنجا بود

 در خاطرات کودکانه ی یک پشت بام کاهگلی

 و بر فراز کشتزارهای جوانی که از هجوم ملخ ها می ترسیدند

 چه قدر باید پرداخت ؟ ...

فروغ_فرخزاد

بازدید : <-PostHit->
برچسب‌ها :
صفحات وب
از دیگر مطالب ما هم دیدن فرمایید!
درباره وب
About Us
دل مشغولی

آمار سایت
Statistics
آنلاین :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید هفته گذشته :
بازدید ماه گذشته :
بازدید سال گذشته :
کل بازدید :
تعداد کل مطالب : 368
تعداد کل نظرات : 0