دوست داشتن - تاریخ: 1394/9/8 ساعت: 1:23
 
دلم می خواست - تاریخ: 1394/9/1 ساعت: 0:54
مهمترین دلم میخواست های من این است که : انسان باشم٬ انسان بمانم و انسان محشور شوم چقدر وقت کم است تا وقت دارم باید مهر بورزم ٫ وقت کم است بایدخوب باشم مهربان باشم و دوست بدارم همهٔ زیبایی ها را می گویند : انسان های خوب به بهشت می روند٫ اما من میگویم٫ انسان خوب هر جا که باشد ٫ آنجا بهشت است ! " فروغ ...
گم شده ایم - تاریخ: 1394/9/1 ساعت: 0:49
ما خودمان گم شده ايم   ما مثل بچه اي هستيم كه پدرش دست او را گرفته است تا  به جايي ببرد و در طول مسير از بازاري عبور مي كنند. بچه شيفته ويترين مغازه ها مي شود و دست پدر را رها مي كند و در بازار گم مي شود. وقتي هم متوجه مي شود كه ديگر پدر را نمي بيند، گمان مي كند پدرش گم شده است؛ در حالي كه در واقع خ...
پس از مرگ - تاریخ: 1394/9/1 ساعت: 0:45
… نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکو...
دنیا نگه دار - تاریخ: 1394/9/1 ساعت: 0:43
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند. وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است. وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است. وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است .وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است. دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم دکتر شریعتی
رستگاری - تاریخ: 1394/9/1 ساعت: 0:40
به رسم رستگاری آمدیم و راه ما گم شد مسیر این سفر از غفلت ناگاه ما گم شد ز شرق روحمان نامحرمان خورشید را بردند شب مهتابی ما رفت و قرص ماه ما گم شد بپرسید از هواداران یوسف قصه ی ما را که احساس برادر ناگهان در چاه ما گم شد شگفت از این شگفت آباد ناآباد ویرانگر که در ویرانه هایش باطن آگاه ما گم شد هنوز آ...
مگسی - تاریخ: 1394/9/1 ساعت: 0:38
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی ست ، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید. -به خیال ش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد گندم ای دو صد نور به قبرش بارد، مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرون م کرد، مگسی را کشتم     حسین پناهی
قرار نیست - تاریخ: 1394/8/26 ساعت: 0:58
دانش رنگ - تاریخ: 1394/8/26 ساعت: 0:53
گر نداری ، دانش ترکیب رنگ بین گلها ، زشت یا زیبا مکن خوب دیدن ، شرط انسان بودن است عیب را در این و‌ آن ، پیدا مکن " مولانا "
پاکدلان - تاریخ: 1394/8/24 ساعت: 0:36
هر که با پاکدلان، صبح و مسائي داد دلش از پرتو اسرار، صفائي دارد زهد با نيت پاک است، نه با جامه پاک اي بس آلوده، که پاکيزه ردائي دارد شمع خنديد بهر بزم، از آن معني سوخت خنده، بيچاره ندانست که جائي دارد سوي بتخانه مرو، پند برهمن مشنو بت پرستي مکن، اين ملک خدائي دارد هيزم سوخته، شمع ره و منزل نشود بايد...
ای دل - تاریخ: 1394/8/24 ساعت: 0:27
ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن در برومندی ز قحط برگ و بار اندیشه کن از نسیمی دفتر ایام برهم می‌خورد از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت ایمنی خواهی، ز اوج اعتبار اندیشه کن روی در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام چون شود لبریز جامت، از خمار اندیشه کن بوی خون می‌آ...
رونق عمر - تاریخ: 1394/8/18 ساعت: 2:52
زندگی را سخت نگیر رونق عمر، چند صباحی گذراست. قصه‌ی بودن ما. برگی از دفتر افسانه‌ ای راز بقاست. در اگر می‌شکند، گل اگر می‌میرد، و اگر باغ به خود رنگ خزان می‌گیرد. همه هشدار به توست؛ جان من سخت نگیر زندگی کوچ همین چلچله‌هاست. به همین زیبایی. به همین کوتاهی…
عقیده - تاریخ: 1394/8/18 ساعت: 2:49
عقیده است که سبب می شود یک نفر اینیشتَین یک نفر بتهوون و یا یک نفر به صورت قهرمان درآید و نفری دیگر نداند که اصلا چرا به دنیا آمده است  
تعریف جدید - تاریخ: 1394/8/18 ساعت: 2:43
دو تعریف جدید جالب که باید به خاطر سپرد: عصبانیت؛ یعنی تنبه‌ خود، بخاطر اشتباه دیگران! کینه؛ یعنی خوردن زهر برای کشتن دیگران!
زندگی را توبساز - تاریخ: 1394/8/18 ساعت: 2:39
زندگی را تو بساز… نه بدان ساز که سازند زندگی تصویریست قلم و کاغذ و رنگش از توست قلمت را بردار و به نقاشی آن همّت کن گاه گاهی دو سه گامی به عقب پای گذار و تماشایش کن گر پسندیدی آن ، حرفی نیست غیر از آن بود، هنوز، کاغذ و رنگ و قلم در کفِ توست تا زمانی باقیست قلمت را بردار و به رنگی خوش تر روشن و روشن ...
بی دلیل - تاریخ: 1394/8/18 ساعت: 2:36
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است ؛ مثل همین باران بی سوال، که هی می بارد.. که هی اتفاقا آرام و شمرده شمرده می بارد….. "سید علی صالحی"
راز - تاریخ: 1394/8/23 ساعت: 18:48
بسکه تنگ است قفس نغمه سرایی نتوان با پر سوخته پرواز همایی نتوان نفسم تنگ ودلم تنگ وقفس تنگ ولی گفتن راز به هر بی سروپایی نتوان علی موسوی
صاحبدل - تاریخ: 1394/8/18 ساعت: 2:28
ما زهر صاحبدلی یک رشته فن آموختیم عشق از لیلی وصبر از فرهاد آموختیم گریه از مرغ سحر خود سوزی از پروانه ها صد سرا ویران شد تا ساختن آموختیم
علم معاش - تاریخ: 1394/8/18 ساعت: 2:26
چون تیشه به پیش خویش هی متراش چون رنده زکار خویش بی بهره مباش تعلیم ز اره گیر در علم معاش چیزی سوی خود می کش وچیزی می پاش علی موسوی
سخت نگیر - تاریخ: 1394/8/16 ساعت: 23:50
ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ . ﻗﺼﻪ ﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ . ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ . ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ . ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ . ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ . ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ؛ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ . ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ . ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ..  

برچسب‌های مرتبط

یزدان نیاز | یزدانی خرم | کفشهایم کو | کفش مردانه | تقدیر یک فرشته | تقدیر شادمهر | تقدیر نامه | تقدیر و تشکر | تقدیر شروین | تقدیر و تشکر از استاد